X
تبلیغات
داستان زندگی+روزمرگی ها
به نام خدا

سلام روز خوش و عیدتونم مبارک

این وبلاگ فعلا آپ نمی شه. برای مطالعه مطالب به وبلاگ دیگر مراجعه بفرمایید.

دوست دار شما. سارا الف.

شاد باشید. یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 13:26  توسط سارا الف | 
برای مطالعه بقیه اش به اون یکی وبلاگم سر بزنید.

************************************

به نام خدا

سلام

دوستان؛ امتحانام تموم شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

خلاااااااااااااااااااااااااص شدم.

آزمون امروزمو بیست می شم اووووووووووووووووووووووووم نوش جونم

دارم می رم سر پروژه هام...

موفق باشید. یاعلی


برچسب‌ها: از ایامی که در آن هستم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 19:48  توسط سارا الف | 
به نام خدا

سلام

خوبید؟ پس فردا آزمون دارم یه درس تخصصیه و آخرین آزمونمه. این درس نه منبع داشت نه جزوه داشت نه کتاب داشت نه هیچی باید تو کلاس تند تند می نوشتیم و اگرم استاد روشو می کرد سمت ما(دانشجوها) سرمونو پایین بود(یعنی در حال نوشتن بودیم) اعصابشون خرد می شد.و بلند می گفتند: به من توجه کنید سرها بالا.

یه بار گفتمک استاد اخه نکته ها رو تند و تند می گید ما هم باید بنویسیم موقع نوشتن هم سر پایین قرار می گیره دیگه! استاد با کلافگی گفتند: من خوشم نمیاد وقتی حرف می زنم نگاه ها به سمت من نباشه سرها بالا نگاه ها به من و گرنه تمرکزمو از دست می دم بعد از کلاس بنویسید!!!!!!!!!!!!

من که دستگاه ضبط صدا ندارم اما بچه هایی که داشتند به ناچار صدای استادو ضبط کردند ولی بعضیاش واقعا بی کیفیته و اصطلاحات مشخص نیست.

خلاصه خدا این آزمونمو به خیر بگذرونه درسای ما یا منابع هزار و خرده ای صفحه ای دارند و یا این طوری مث "حدیث معلق و یا مرسل" هستند.(بچه هایی که دستشون تو کاره می دونند چی می گملبخند). اگر متوجه معنیش نشدید تو گوگل سرچش کنید از اصطلاحات تخصصیه دروس الهیاته.

منظورم اینه که الان باید تا پس فردا بشینم اینا رو گوش بدم نکاتشو در بیارم و بخوونم ولی اینقدر استادش خوب درس می دادند این قدر خوب درس می دادند که واقعا حرف نداشت.

القصه در باره پایان نامه؛

من با کمال غم از استاد جان خداحافظی کردم و رفتم سراغ استادی که هم استاد جان معرفی کرده بودند و هم مدیر محترم گروه. ایشونو دیدم بسیار استادی فهیم، جاافتاده و سنشونم کم نیست البته اسمشونم نمی تونم بنویسم چون تمامی بچه های الهیات تو اکثر دانشگاه ها ایشونو می شناسند...

اولش باورش نمی شد موضوعم کار خودم باشه، تحسینم کرد. بعد از معرفی موضوعم به ایران داک شاید موضوعمو نوشتم.

بعدشم بازم تحسینم کرد که از الان به فکر پایان نامه افتادم کلی خوش به حالم شد و بهم گوشزد کرد که کار سنگین و سختیه. باید پشتکار داشته باشم و حوصله و انرژی.

یه کار کاملا مسئله محور و پژوهشی تمام عیار. هی به خودم نهیب می زنم که از پسش بر میام. من می تونم و این کارو می کنم ان شاءالله.

بعد از ملاقات با استاد عزیز؛ رفتم پیش مدیر گروه ایشونم با لبخند شیرینی بهم تبریک گفتند و حالا باید برم سراغ فرم ها و بروکراسی هاش.

این قدر این روزها سرم شلوغه که خدا می دونه دعام کنید سردرد امانمو شبانه روز بریده. به دعاهاتون محتاجم بهم قول بدید قبل از دعا کردنم امام زمان اروحنا له فداء(خودم و دخترم فداش) رو دعا کنید و برای تعجیل در ظهورشون صلوات بفرستید.

خیره ان شاءالله.

پروین بهم زنگ زد. کلی حرف زدیم صداش کلا با جیغ بود این قدر هیجان داشت تو سفر ماه عسلشون بودند. خوش حال و سر مست... چقدر خوشبخت شد الهی شکر الهی شکر. اصلا اونی که می شناختم نبود قراره برن کربلاء. خوش به سعادتشون خیلی التماس دعا داشتم خدمتش. خدا کنه هم اون و هم باقی شیعیان همگی عاقبت به خیر بشن ان شاءالله.

دخترمم داره هر روز بزرگتر می شه و به لطف خدا فهمیده تر. یه دخمل کوچولو با صورتی سفـــــــــــــــید و چشمای میشی روشن، روسری صورتی و یه چادر مشکی.. این قدر ناز رو می گیره. تو صورتش تو نگاهش معصومیت موج می زنه. نماز هاش سر وقت.. حرف زدنش با حیا... نگاهش با شرم.. این از موهبت های عظیم الهیه در حق من. فقط باید سجده شکر به جا بیارم. خدایا از سربازان و فدائی های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرارش بده. ان شاءالله.

سرتونو درد آوردم شرمنده. امشب یارانه ها رو می ریزندنیشخند

شاد باشید. یا علی


برچسب‌ها: از ایامی که در آن هستم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 17:2  توسط سارا الف | 

به نام خدا

سلام

امتحان امروزمو خراب کردم...

یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 18:50  توسط سارا الف | 

همچون پاره‌های آهن


امام كاظم (عليه‌ السلام):


رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ يَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الحَديدِ.


مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پيرامون او گرد می‌آيند.

There will rise a man from Qum calling people towards truth. Some will respond to his call and will rally round him like pieces of iron.

بحارالأنوار، ج 57، ص 216


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 15:4  توسط سارا الف | 

به نام خدا

سلام روزتون به خیر خوب هستید؟ سلامتید؟ چه خبر؟

از عزیزانی که کامنت گذاشتند متشکرم.

یه جریانی پیش اومده که صلاح دیدم باهاتون در میون بذارم.

به گوشم رسیده که برادرم که یادتونه اردیبهشت منو تو خیابون زد و فحاشی کرد رفته ازم شکایت کرده.

البته خودش نه خانمش رفته. اونم به جرم مزاحمت تلفنی!!!

آقا برای شفای همه بیماران و دردمندان بالاخص روانی هاش بفرست صلوات قشنگه رو!!!!

خیلی وقته که من به شماره برادرم نه زنگ زدم نه پیامک!!! چه برسه به شماره خانمش!

ادعا کرده که سارا شب ها ساعت 3 به من(برادرم) زنگ می زنه و حرف ها بد و ناجور می گه!!! ادعا کرده که من(سارا) رفتم افرادیو اجیر کردم و شماره اینو خانمشم دادم دست این افراد و ازشون خواستم که برای جفتشون مزاحمت ایجاد کنند و حرف ها ناجور بگند بهشون!!!

الحق که نه منو می شناسه نه از موقعیتم خبر داره و این که تو خواب خوشی فرو رفته!!

وقتی این خبرو خانم بابام بهم گفت... اولش شوکه شدم بعدشم خنده ام گرفت... اونقدر خندیدم که این بنده خدا هم خنده اش گرفت.

گفت: سارا من که می دونم این هنوز داره می سوزه از شکایتت و همه حرف هاش پوچه ولی دوست دارم حالا که این کارو کرد حتما اعاده حیثیت کنی و ازش غرامت بگیری! زنش بهش قبولونده که کار ساراست می خواد از من( زن برادرم) انتقام بگیره؟!!!!!!!!

موندم به خدا...

منتظرم. منتظرم که احضاریه اش برسه دستم بعدش من می مانم این برادر نابرادر و اون می مونه و کوتاه نیومدن های من...

آخ آخ یک درسی بهش بدم یه درسی بهش بدم که اگه باز کل طایفه الف بیان این وسط که بگن سارا بی خیال شو به هیچ وجه کوتاه نخواهم اومد. تا زمانی که هم خودش هم زنش واقعا متوجه بشن که دارن چه کار می کنند؟

شنیدم ماه محرم اینا رفتند تو هیئت فامیلامون. اون جا هیچ کس تحویلشون نگرفته و همه پچ پچ می کردند که خواهرشو تو خیابون زده!!

خیلی برای خودش و زنش گرون تموم شده. زنش یه چند تا رفیق جون جونی بین فامیلای ما داره. اونا همه جا چو انداختند که عروس فلانی ها خیلی خیلی متدینه نگاه به چادر سر نکردنش نکنید خیلی با ایمانه خیلی مقیده!!

اون زمان وقتی بهم می گفتند من متوجه این حرکتش نشدم.. بعدا فهمیدم که چون همه گفتند فلانی خواهر باایمانشو اون که چادریه رو زده تو خیابون این همه جا این شایعه رو راه انداخته... شنیدم تو مسجد هم خیلی با وضع و پوشش بد میومده. انگار که می خواسته بره عروسی و با آرایش غلیظو...

ای بابا... خدا مغزها رو شفا بده.

من تو چه فکرائیم اینا تو چه خوابی اند.

زن پدرم می گفت پدرت از وقتی فهمیده خون خونشو داره می خوره... دائما سیگار می کشه!!!!! زنگ زده خونه برادرم و تا می تونسته دری وری بهش گفته و گفته که سارا هر کاریت کنه حقته من پشت سارام.. کلی هم هرس خورده.

چی بگم جز شکر خدا تمامی این حرکات و رفتارها نشان از درست بودن مسیر من داره الحمدلله.

خدا رو شکر می کنم که خدا بهم دختری داد باایمان نمازخوون با خدا که امیدوارم به حق پنج تن از فدائی های ولی امرش بشه ان شاءالله.

خدا رو شکر می کنم با وجود این همه گرفتاری هام و مشکلات مالی و غیر مالیم با وجود متاهل بودن و مجرد زندگی کردن رسمی، تو راه کسب علم حقیقی قدم بر می دارم و تلاش برای درست و خوب زندگی کردن دارم.

خدا رو شکر می کنم که بر خلاف خیلی از خواهر برادرام که به یه سری چیزها معتقدند من به اون چیزها معتقد نیستم...

توکل بر خدا. شنبه آزمون دارم اخریشم 26/10 است. بعدشم باید بشینم سر پروژه هام اونا رو تحویل بدم دو تا مقاله ام هم مونده با اساتید صحبت کردیم قراره تا26/11 تحویلشون بدیم. سرم خیلی شلوغه شب عیده.  باید پول جمع کنم واسه مخارج عید. نمی شه که واسه دخیم خرید نکنم می شه؟ دل بچه ها به همین چیزها خوشه دیگه نه؟

شوهرمم که داره آزاد می شه...

بازم میام. فعلا برم

راستی برام بنویسید من با این آدم و زنش چه کنم؟ بعد از این که نتونستند ثابت کنند حرفشونو من اعاده حیثیت کنم یا نه؟

مواظب جونتون باشید.

شاد باشید. یاعلی


برچسب‌ها: از ایامی که در آن هستم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 14:54  توسط سارا الف | 

اخلاص


رسول خدا (صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله):


مَنْ أخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعِینَ صَباحاً جَرَتْ یَنابِیعُ الحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلیَ لِسانِهِ.


هر كه خود را چهل روز برای خدا خالص گرداند چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌گردد.

Whoever devotes himself in sincerity to God for forty days, the springs of wisdom will flow out from his heart to his tongue.

عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 69


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 13:11  توسط سارا الف | 

راندن نیازمند


امام علی (علیه‌ السلام):


سَبَبُ زَوالِ الیَسارِ مَنعُ المُحْتاجِ.


راندن نیازمند، علت از بین رفتن آسایش‌ است.


Rejecting the needy is the cause of the cessation of (one's) wealth.

غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 190

برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 22:28  توسط سارا الف | 
به نام خدا

سلام شب خوش

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ با ماه عزیز من چه می کنید!؟ منظورم ماه زیبای دیه!

کم تر از دوساعتی هست که رسیدم منزل. آزمون داشتم یه درس تخصصی که سه تا منبع داشت. دو تا مقاله و یه مقدمه و یه کتاب از استاد مسعودی.

آزمون بعدیم روز شنبه است دوتا کتاب قطور داره ولی بسیار شیرین و کاربردی.

بدجور از لحاظ مالی به تنگنا افتادم. کاش هفته بعد که دو تا آژمون دارم زودتر سر بشه تا بیافتم به دور کار.

تا این جا آزمونامو خوب دادم فکر کنم نمرات خوبی رو بگیرم تا خدا چی بخواد و کرم مصحح چی باشه.

امروز به دخترم دقت کردم شلوارهاش براش کوتاه شدند. قد کشیده:)... خیلی شیرینه این حالت!!

یه لحظه یاد خبری که صبح خوندم افتادم:( قلبم پوکید. یه یتیم 6 ساله کرمانی رو تو شهر کرمان مورد آزار و اذیت جنسی و شکنجه قرار دادند از زمانی که کوچک تر بوده واسه همین نه می تونه حرف بزنه نه می تونه مث همسن هاش باشه:((

از صبح بابت این خبر یه بغض خفه کننده ای دارم می کشتم. خیلی حالم بد شد. آخه چرا؟ خوب آدم بی ایمان برو سراغ این کاره هاش با دختر بچه5 ساله چی کار داری؟ اونم یتیم و بی کس!!! اونم بی زبون!!! طفل معصوم... انگار نه انگار که خود خدا وکیل یتیم هاست انگار نه انگار دل مولا به درد میاد انگار نه انگار که انسانند قلب دارند عقل دارند واااااااااااااااای خدا

خداااااااااااااااااااااا تورو به بزرگیت قسم یه توان مالی بهم بده فقط بچه های اذیت شده رو دور خودم جمع کنم تمام عشق قلبمو دو دستی تقدیمشون کنم خدااااااااااااااا تو رو به حق جبروت و بزرگی خودت قسمتم کن..20:00شب

این جای نوشتنم بودم که کاری پیش اومد پاشدم رفتم. 20:45شب

خوب من برم...مواظب جونتون باشید.

راستی یه تعدادی از شما غایبند که... برای همتون غیبت می زنمااااااااااااا کارتون به واحد آموزش می کشه اونوقت محروم از آزمون می شیدهاااااااا(اینا اثرات منفی دانشگاست شما به بزرگی خودتون ببخشید:))))))

شاد باشید. یاعلی



برچسب‌ها: از ایامی که در آن هستم
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 20:46  توسط سارا الف | 

زیان غضب

امام صادق (عليه‌ السلام):

مَنْ لَمْ يَمْلِكْ غَضَبَهُ لَمْ يَملِكْ عَقْلَهُ.

هر آنکه بر غضب خود چیره نشود، بر عقل خود اختیاری ندارد.

He who does not have his anger
under his control does not have his wisdom under his control, either.


كافی، ج 2، ص 303


برچسب‌ها: حدیث
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 21:45  توسط سارا الف | 
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی